
خوانشی کوتاه بر شعری از منصور خورشیدی فرزاد میراحمدی xa0 ضمیر سوم تو در پرده های خیال بال می زند در من xa0 کسی پرواز می کند با خنده های کال میان دایره های لال xa0 همین روز های مجهول که در طول راه عزیمت تن عظیم می روید میان هوا های هیچ _______________________ xa0 یک دایره به شعاع یک مکعب، یک قطعه ابر به ارتفاع زمهریر،xa0یک جمله به تصاعد سرود واکه های پنهان... ضمیر سوم توxa0این بند را چگونه به تاویل می نشینید ب...
ادامه مطلب
هزار چشم تازه روی علف ها --------------------------------------------بسیار ساده آواز رود از لابهلای درختان راهی به آسمان باز میکند و خرداد این سال روی شانههایم میروید وقتی تمام پرستوها پرواز نخستین را به نیمروز خسته میسپارد و بال به هیاهوی راه هزارچشم تازه روی علف های ناز میروید...
ادامه مطلب
از جلوههای مست - آبی ناگهان منصور خورشیدی --------------------------- عطر سریع نور از تپش میدانچههاي مدور xa0زیباتر از عزیمت تن روی تابوت گریزان وقت آهسته فرود میآید xa0 و ماه نهفتهی رگ ها پناهی در هوای هیچ میجوید xa0 طنین حس با سکوت طبیعت آمیخته میشود آنگاه ستارهای ازدور در اضطراب دقایق نور به فکرهای پراکنده میریزد ''''''''''''''''' نگاه دوست نازنین اصلان قزللو به این شعر در بند آغازین کلام ، ...
ادامه مطلب
عریانی راه xa0 تا سرخی نگاه از پشت پلکها بستر تازه باز کند برای دیدن دستان تو آرام با آُسمان پیوند میخورد و دل در هوای کوچه جغرافیای درد را روی عریانی راه میریزد xa0 xa0 همزاد نفسها xa0 همزاد تو در خیال گل خانه میکند جفت چشمهایی که جادو میشود جنب هیاهو هنگامهای که آتش گستردهتر از جوانه های حس پاییز کودکیات را ورق میزند میان آسمان سیاه xa0 منصور خورشیدی xa0...
ادامه مطلب
بازخوانی شعر " معماری تاریخ" برگرفته از: مجموعه شعر" از فکرهای باتو" سروده ی منصور خورشیدی افسانه نجومی -------------------------- تن به پهلو ی من می زد جهان بی حصار کنار لنگری میان شن های همیشه برابر صفی یا میراث صدف و صدایی با بوی سنگواره کفی با حباب خالی فواره ای با کمانه های سرخ صخره ای با مردان خفته که هندسه ی اندامشان معماری تاریخ را در خود دارد xa0 ساختار منسجم ، تصاویر عینی ، طبیعت گرایی، توجه به ساخت ترکیبات اضافی ، بیان تغزل گرای شعر، نگرش سورئال به هستی و وقایع جهان پیرامون وxa0 تلفی...
ادامه مطلب
به اعماق کودکی رفتم منصور خورشیدی xa0--------------- xa0 مشتاق اندکی پَر برای پروازم جنب جوانه هایی که آرامش زمستان را به موسیقی دلپذیر آب می سپارند xa0 xa0 xa0 xa0 بخش برجسته یی اززندگی نوستا لوژی است / درپیشینه ی شعر نمونه های بارزی از تبیین امر نوستالوژی ارائه شده است که عمدتن به صورت کلی گرا یی و یا کلی نگری بوده است آن هم با بیانی آشنا و الگو مدارانه / اما خورشیدی در این شعر با نگاه ریز بین و دور از دیدمان کلی نگر با بیانی که دغدغه اش تمایلات مدرن زبانی و فرمیک می باشد و با بهره گیری از پد...
ادامه مطلب
xa0 دو شعر از منصور خورشیدی – ماهنامه ی مفهوم تا خطبه ای / به نام دل بخوانم / نقش همیشه ی تابان / به هفت اندام / بدرxa0 جهان را xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 به جادو / بر ورق آهو می نویسد / xa0آن گاه / رسول گل / نیلوفر / مست بوسه می شود xa0xa0 xa0 xa0 xa0 هفت تا خطبه ای به نام دل بخوانم نقش همیشه ی تابان به هفت اندام بدرxa0 جهان را به جادو بر ورق آهو می نویسد. آن گاه رسول گل نیلوفر مست بوسه می شود! xa0xa0 پریدن با پلک های بسته xa0فکر فردا در ذهن رگ به رگ خون می جهاند سمت ستاره ای که نور در طبیعت اشیا می...
ادامه مطلب
http://m-bibak.blogfa.com/tag/%E2%80%8F%D9%85%D9%86%D8%B5%D9%88%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DB%8C%E2%80%AC در این سایت شعر های متفاوت از منصور خورشیدیبه انتخاب محمد شیرین زاده------------------------ سطح سپید سینه سیاه از حرف می شود معانیِ درهم عمق سیاه را از طول سینه بالا می رود! آن گاه سطح سیاه حادثه در حرف را در حاشیه ی سینه سپید می گذارد ((منصور خورشیدی))...
ادامه مطلب
در این جا بخوانید : http://sherane.com/2012-03-06-20-29-52/1234-2012-11-15-04-41-56.html درنگی کوتاه بر شعر "رویا" از منصور خورشیدی در کتاب: آبی ناکهان xa0 بهار در نوک انگشتانم می روید زمان در رگان من رویای سپید رابه ایمان خاک می سپارد شبی که شعر به اشارت انگشت روی گونه های تو می ریزد + + + نقد: xa0 این شعر رومانتیک منصور خورشیدی، یکی از زیباترین شعرهایی است که در چند ماه اخیر خوانده ام. طبیعت در این شعر با همۀ وجودش، انسان را مسحور می کند؛ از روییدن بهار در نوک انگشتان شاعر تا ایمان خاک! ...
ادامه مطلب
هزار چشم تازه روی علف ها --------------------------------------------بسیار ساده آواز رود از لابهلای درختان راهی به آسمان باز میکند و خرداد این سال روی شانههایم میروید وقتی تمام پرستوها پرواز نخستین را به نیمروز خسته میسپارد و بال به هیاهوی راه هزارچشم تازه روی علف های ناز میروید...
ادامه مطلب