ساده نویسی ، انحراف از شعر مدرن !
منصور خورشیدی
بی تردید ساده نویسی به زبان شعر ضربه می زند .
شعر ساده که سمت و سوی زبان روزمره داشته باشد توجه کسی را جلب نمی کند .
ممکن است یک روایت ساده در قلب یک قطعه تحول ایجاد کند ، اما حادثه ای در زبان اتفاق نمی افتد .
شاعر باید با زبان شعر حیرتی در ذهن مخاطب بیندازد . این حقیقت با بیان روایی مغایرت دارد .
شعر ساده شاعر را به سمت ساده اندیشی هدایت می کند .
زبان شعر ابدیت شعر را می سازد . که ماندگاری آن را در جهان شعر حس می کنیم .
امر مهمی که قیامت کلمات را در قامت یک قطعه شعر ، با چشم انداز جدید برابر مخاطب می نشاند .
قرار کرفتن شاعر در جهان واژه ها او را متوجه جهان پیرامون او می کند ، تا تصرفی در جهان کلمه داشته باشد . و این تصرف و تغییر در توان شاعران ساده نویس نیست .
شعر روایی قدرت تغییر در طبیعت کلمه را ندارد . اگر چه معتقدم وارد کردن زبان عامه از نوع نیما به غنای زبان می افزاید .
تصرف شاعر در واقعیت کلمه مانور او را برای ارائه ی تغییر و خلق واقعیت تازه آماده می کند .
پدیده های پیرامون جهان شاعر حضور دیگری دارند که با روایت ساده امکان بروز و ظهور آن وجود ندارد .
شعر روایی ضد فرم و تکنیک زبانی است . چرا که ساده نویس آن چه را در دنیای پیرامون خود می بیند و حس می کند می نویسد ، بی آن که تصرفی در آن ها بکند . به همان شکل ان را در سپیدی کاغذ منتقل می کند .
قول رویایی " شعر نقل نیست ، روایت نیست . " اداره کردن رابطه ی کلمه ها در متن است . و منسجم کردن آن ها برای خلق معماری زبان در ساختمان شعر است .
شاعر در شعر خود باید به معراج پرندگان فکر کند ، به پرواز آن ها بیندیشد ، و به تکثیر خود در فضا تا به وحدت درونی در متن برسد .
چرا که تصویر های ذهنی قوی تر از تصویر های بصری است . قدرت درک مخاطب را همین تصویر های بصری و شعر در سطح و ساده نویسی محدود می کند . چون مانع ورود مخاطب به عمق شعر می شود .
ساده نویسی شاعر را از علامت ها ی موجود در شعر دور می کند . و نشانه ها را که قدرت کم تری دارند برای خواننده جا می گذارد .
فرو رفتن در جهان متن با ساده نویسی امکان پذیر نیست .
نگاه نو به پدیده ها و علامت ها موجب تحول در زبان شاعر می شود . تا بستری تازه در میان رابطه ها باز کند و نمود و بود خود را آشکار کند . در شعر گفتار ، ساده و روایی این توانمندی وجود ندارد .
شاعر باید به نگاه خود جسارت بهتر دیدن بیاموزد . و از سطح اشیا عبور کند و به درک عمیق ترین لایه های زبان و به کیفیت تکوین تصویر در شعر برسد .
کلمات عامیانه در شعر گفتارعامل تعیین کننده نیستند . تکوین تصویر در شعر با ساده نویسی محقق نمی شود .
طلیعه ی یک تفکر نو با عامیانه کردن زبان امکان پذیر نیست . تلاشی که شاعر برای یافتن لغت و جای آن در مصراع از خود نشان می دهد . کشف حرکتی از تجربه های فنی و تکنیکی است .
باز سازی کردن جهان شعر با ساده نویسی مثل " آب در هاون کوبیدن است ." هیجان شعر را از شاعر می گیرد . ضریب آفرینش و قدرت خلق یک قطعه را از حرکت می اندازد .
شاعر مامور تکوین واژه ها برای ورود به جهان شعر است . تا تعبیر پذیری واژکان و گریز از سطح و رسین به ماورای آن در نظر مخاطب آسان جلوه کند .
حضور کلمه ها و سرعت تصاویر در یک قطعه شعر به سرعت تخیل مفهوم تازه ای می دهد . تا در ترکیب های کلامی و رسیدن به نماد ها و با استفاده از مجاز و استعاره حذف فاصله بین نگاه شاعر و پدبده های پیرامون او صورت بگیرد .
شاعر وقتی به کشف حرف های نگفته در شعر می رسد در حقیقت به درک بحران موجود در مصراع می رسد . این واقعیت در توان شاعران ساده نویس نیست .
گزارش واقعیت و روایت ساده ، شاعر را از پدیدار ها و زیبا شناسی موجود در شعر دور می کند . و لذت کشف را از مخاطب می گیرد .
در هر صورت کار شاعر ، کشف و جست وجوی لغت برای رسیدن به نوعی شعر در شکل مدرن آن است .
ساده نویسی در شعر نوعی بد فهمی از شعر مدرن است . این گروه از شاعران هر گز به موهبت کشف در شعر نمی رسند . و در حافظه ی مخاطب راه پیدا نمی کنند .
فقط می توانند به عنوان شاعر ابراز وجود کنند . اما به درک بدعت های زبانی و تکنیکی در شعر نمی رسند . تا بتوانند با مخاطبان خود همراهی کنند .
کار کرد کلمه در شعر ارتباط مستقیم با توانایی شاعر دارد . تاملی که روی سطر ها و مصراع های نیرو زا از خود به جای می گذارد .
و قدرت شاعر از همین نقطه آغاز می شود . یعنی حضور هویت خود در زبان شعر و خلق اتفاق در موقعیت های متفاوت جهت ابراز بیان ، تا سهمی از تفکر خواننده را از آن خود کند .
آبی ناگهان...
ما را در سایت آبی ناگهان دنبال میکنید
برچسب: ساده نویسی,ساده نویسی حکایت بهارستان,ساده نویسی حکایت عبید زاکانی,ساده نویسی حکایت گلستان,ساده نویسی حکایت,ساده نویسی حکایت قابوس نامه,ساده نویسی چیست,ساده نویسی در شعر,ساده نویسی در زبان فارسی,ساده نویسی حکایت های گلستان, نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 15:54